تبلیغات
*نو خبر* - مکتب ایران؛ از حقیقت تا جنجال شماره ی ((2))
*نو خبر*
به سایت ما خوش آمدید
پس از طرح ایده‌ی مکتب ایران و افزایش انتقادها، رهبری در پاسخ به سوال دانشجویی که از اطرافیان رئیس جمهور انتقاد می‌کرد گفتند: باید توجه کنیم که مسائل را اصلى – فرعى کنیم. مسائل درجه‌ى دوم جاى مسائل اصلى را در انگیزه‌هاى ما، در همت ما، در صرف انرژى‌اى که می‌شود، نگیرد

(بازدید آیت الله خامنه ای در دوران ریاست جمهوری از تخت جمشید)

آیت‌الله خامنه‌ای درباره ایران و ملیت چگونه می‌اندیشد؟

رهبر انقلاب هم‌چنین در طول سال‌ها در مناسبت‌های متفاوت به تمجید از ایران و لزوم تکیه بر هویت ملی اشاره کرده اند. نمونه‌هایی از این بیانات را می‌خوانید:

ملیت، مقدس و محترم است
«آنچه را که من امروز به عنوان یک تکلیف برای جامعه جوان کشور حس می‏کنم، این است که جوانان باید از سرمایه هویت ملی و جمعی کشور، با همه وجود و همّتِ خود دفاع کنند. هر مجموعه‏ی انسانی به یک هویت جمعی احتیاج دارد و باید احساس اجتماع و بستگی و هویت جمعی کند. در کشورهای دنیا معمولاً روی مفهوم ملیت تکیه می‏کنند. بعضی جاها هم روی قومیت تکیه می‏کنند. ملیت چیست؟ یک هویت جمعی است که با برخورداری از آن، هر کشور می‏تواند از همه امکانات خود برای پیشرفت و موفقیت استفاده کند. اگر این احساسِ هویت جمعی وجود نداشته باشد، بسیاری از مشکلات برای آن مجموعه پیش می‏آید و بسیاری از موفقیت‌ها برای آنها حاصل نخواهد شد؛ یعنی پاره‏ای از موفقیت‌ها در یک کشور، جز با احساس هویت جمعی به دست نخواهد آمد. این هویت ملی و جمعی در کشور ما حتّی از ملیت هم فراتر است. ما با این‏که ملیت را محترم و مقدّس می‏شمریم و بسیار هم روی ملیت – به معنای مثبت آن، نه به معنای منفی آن؛ همان چیزی که در عرف سیاسی دنیا به آن «ناسیونالیسم» گفته می‏شود – تکیه می‏کنیم؛ اما هویت جمعی و ملی ملت ایران، نظام اسلامی است که حتّی از ملیت ایرانی، کارایی و جذابیت بیشتر و حوزه تأثیرِ وسیع‌تری دارد. اهمیت این هویت جمعی به این است که هم در مقیاس ایرانی دارای بازده و تأثیر است، هم در مقیاس اسلامی چنین تأثیری دارد و هم در مقیاس جهانی مؤثر است؛ یعنی چیزی که دیگر ملیت‌ها هیچکدام اینها را ندارند؛ یک چیز فراملّی است.»

بیانات در دیدار جوانان استان اصفهان، ۸۰/۸/۱۲ [۲۸]

اعتزاز به ایرانی‌ بودن را نیاز داریم
«دیگری اعتماد به نفس ملی و اعتزاز ملی است، یعنی احساس عزت کردن از این که من اهل ایرانم. به قول سهراب سپهری، «اهل کاشانم، روزگارم بد نیست». این، افتخار است. یا در جای دیگر می‏گوید: «من مسلمانم». اعتزاز به ایرانی بودن ما، به این نیاز داریم. البته این با ملی‏گرایی ناقص – همان ناسیونالیسم منفی مطرودی که ما همیشه آن را رد می‏کردیم – نباید اشتباه شود. این، ناسیونالیسم مثبت است. این، ملی‏گرایی، به معنای خوب قضیه است. ما به این احتیاج داریم.»

بیانات در دیدار اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی، ۸۱/۹/۲۶ [۲۹]

ناسیونالیسم به این معنا چیز خوبی است
«ما هم گرایشهای مثبت داریم، هم گرایشهای منفی. گرایش مثبت این است که من خودم را وابسته‌ی به مجموعه‌یی می‌دانم. گرایش منفی یا نافی این است که وابستگی خودم را به معنای لگد زدن به دیگران بدانم؛ مثل ناسیونالیسم منفی یا نافی. ما ناسیونالیسم را به معنای مثبتش قبول داریم. هر کس باید به میهن خودش علاقه داشته باشد. مگر می‌شود کسی از میهن خودش دور باشد؟ ناسیونالیسم به این معنا چیز خوبی است؛ اما به این معنا که چون من اهل این‌جا هستم، پس بایستی علیه همه ی ملت‌های دیگر توطئه کنم و بدخواه آنان باشم و علیه آنان کید و مکر داشته باشم، این بد است؛ یعنی اثبات وابستگی من به این‌جا، جزییت من از خانواده‌ی عمومی و جهانی را نفی کند.»

بیانات در دیدار با اعضای ستاد برگزاری کنفرانس جهانی اهل‌بیت(ع)، ۶۹/۱/۲۶ [۳۰]

«ملی» در برابر «اسلامی» نیست
«در باب فرهنگ، سیاست کلّی کشور باید عبارت باشد از حفظ و پرداخت و وابستگی شدید و کامل به فرهنگ ملی. البته جزو مهمترین ارکان فرهنگ ملی، اسلام است. ما مردم ایران مفتخریم که از ۱۳۵۰ سال قبل، فرهنگ، زبان، آداب، عادات، لباس و همه چیزمان با اسلام آمیخته شده است. شاید هیچ ملت دیگری این‌گونه با اسلام آمیخته نشد که ما شدیم. اسلام و آداب و فرهنگ اسلامی، جزو فرهنگ ملی ماست. «ملی» در این‌جا، مقابل «اسلامی» نیست؛ عین همان اسلامی است. «فرهنگ ملی» یعنی «فرهنگ خودی». فرهنگ خودی، باید حفظ شود.»

بیانات در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری ، ۷۲/۵/۱۲ [۳۱]

استکبارستیزی اول ناشی از غیرت ملی‌ست نه احساس دینی
«اوّلین احساسى که یک ملت در مقابله با روح و خوى استکبارى دارد، احساس دینى نیست؛ احساس غیرت ملى است؛ احساس هویت و احساس وجود است؛ چون استکبار وقتى وارد کشورى شد و بر آن کشور مسلّط گردید، هویت ملى آن ملت را انکار مى‌کند. منابع آن کشور را غارت مى‌کند، در امور سیاسى آن کشور دخالت مى‌کند؛ اما همه اینها فرع انکار هویت آن ملت است.»

بیانات در دیدار جمعی از دانش‌آموزان و دانشجویان، ۷۸/۸/۱۲ [۳۲]

بعد از انقلاب به هویت ملی اهتمام ورزیده شد
«بعد از پیروزى انقلاب اسلامى… به مقوله‌ى هویت ملى – که خودِ هویت ملى یک کشور، فرهنگ است و خود این جزو مصادیق و سطور برجسته‌ى فرهنگ یک ملت است – اهتمام ورزیده شد، برکاتى بر این کار مترتب شد که این برکات به‌هیچوجه ممکن نبود در این کشور به‌وجود بیاید. این نوآوریها، این پیشرفتهاى علمى، این جسارتِ وارد شدن در عرصه‌هاى نوِ علمى و تحقیقى – که امروز در کشور ما خوشبختانه مشاهده مى‌شود – به خاطر همین اعتماد به نفسى است که از احیاء هویت ملى پیدا شده است؛ این را انقلاب به‌وجود آورد.»

بیانات پس از بازدید از سازمان صدا‌ و ‌سیما، ۸۳/۲/۲۸ [۳۳]

توقع ما برای آینده ناشی از اعتزاز ملی خودمان است
«ما به گذشته ى خودمان نگاه مى کنیم و احساس عزت و سرافرازى مى کنیم. ما کسانى بودیم که اسلام را با آغوش باز پذیرفتیم؛ ما کسانى بودیم که اهل بیت را زودتر از خیلى هاى دیگر شناختیم؛ ما کسانى بودیم که در راه گسترش اسلام این همه تلاش کردیم؛ ما کسانى بودیم که مظلومان اهل بیت را که در خانه هاى خود – یعنى مدینه و مکه و کوفه – امان نداشتند، در آغوش خود پذیرفتیم. شما ببینید چقدر امامزاده در ایران هستند! این امامزاده ها کى هستند؟ اینها که ایرانى نبودند. اینها کسانى اند که به ایران آمدند و ایرانى ها با آغوش باز اینها را پذیرفتند؛ حتى گاهى براى اینها جنگیدند و در راه اینها تلاش کردند. از همین مازندران ما و گیلان ما – منطقه ى شمال رشته کوه البرز – یک عده یى از ایرانى هاى ما بلند شدند و به یمن رفتند و حکومت شیعه ى زیدى را در آن جا برپا کردند. یمنى ها شیعه ى زیدى هستند و حکومت زیدى داشتند؛ این به وسیله ى سربازان ایرانى و مجاهدان و مدافعان اسلام و تشیع صورت گرفت. توقع ما براى آینده، ناشى از اعتزاز ملى خودمان است؛ این را انکار نمى کنیم؛ اما فقط این نیست – همان طور که گفتم – نگاه انسانى و اسلامى است.»

بیانات در دیدار جمعی از مهندسان، ۸۳/۱۲/۵ [۳۴]

زبان فارسی، زبان انقلاب و اسلام راستین است/ ایرانی‌ها بیش از دیگران برای اسلام کار کردند
«زبان فارسی، زبان انقلاب است. زبان اسلام راستین است و زبان اسلامی است که می‌تواند ملت‌ها را بیدار کند. قرآن و احادیث و متون اسلامی مایه حیات هر مسلمانی است، در این هیچ شکی نیست. همانطور که می‌دانید ما در قانون اساسی خود، آموزش زبان عربی را لازم و واجب دانسته‌ایم. ارادت ما و علاقه ما به زبان عربی چیزی نیست که برای کسی روشن نباشد و احتیاج به اثبات داشته باشد. اما من می‌خواهم بگویم آن زبانی که امروز می‌تواند مفاهیم اسلام انقلابی را به دنیا منتقل کند زبان فارسی است. زبان انقلابی و زبان اسلام انقلابی، زبان فارسی است. زبان فارسی ذاتا یک زبان کارساز است.
… البته زبان عربی هم یقینا زبان پرظرفیتی است لیکن بنده مطمئن نیستم ظرفیت زبان عربی به قدر ظرفیت زبان فارسی باشد و در مواردی شک دارم که برخی از مفاهیمی که در زبان فارسی است در زبان عربی جا بگیرد. یعنی من نمی‌دانم که آیا حقیقتا می‌شود بعضی اشعار حافظ را در قالب عربی آورد، یا در اشعار عربی شعری پیدا کرد که دارای این همه ظرافت و معنویت باشد؟
… یک زبان کامل و به این خوبی در اختیار ماست و بهترین مفاهیم و دقیق ترین آنها را می‌توان در این زبان گنجاند. ما باید قدر این زبان را بسیار بدانیم، چیز فوق العاده‌ای است، یک نعمت الهی است در اختیار ما. همانطور که کشور ما از لحاظ موقعیت جغرافیایی یکی از استثناهای دنیا است. همچنان‌که از لحاظ اقلیمی نیز کشور ما چیزهای ممتاز زیادی دارد، یکی از خصوصیات ما داشتن این زبان است و ما چه می دانیم، شاید یکی از عوامل افتخارات بزرگ این ملت همین زبان باشد.
نمی‌توان از این نکته غافل ماند. می‌دانیم که در دنیای اسلام، ایرانی‌ها به عنوان یک قوم، بیشتر از تمام اقوام دیگر مسلمان برای اسلام کار کردند و در گسترش فرهنگ اسلامی تلاش کردند. اینکه چیز واضحی است. شکی نیست که در حدیث، تفسیر و حتی در لغت عربی، بهترین آثار را ایرانیها و فارسی زبانان نوشته اند. در فلسفه و عرفان که غوغاست و غیر ایرانی، انگشت شمار و معدود است، اکثرا همه ایرانی اند. این خصوصیاتی که ما در قوم ایرانی و ملت خودمان مشاهده می کنیم شاید یک مقداری از زبان این ملت ناشی شده باشد، از ظرفیت زبانی که در اختیار داشته نشأت گرفته باشد.»

سخنرانی در مراسم افتتاحیه سمینار زبان فارسی در سازمان صدا و سیما، بهار ۱۳۶۷ [۳۵]

گذشته تاریخی به مثابه بتونی‌ست که ستون ملت روی آن قرار دارد
«بزرگترین دانشمندان دنیا در رشته‌هاى مختلف علوم – چه در رشته طبیعى، چه در رشته انسانى، چه در رشته نجوم و چه در ادبیات و فلسفه و ریاضى – ایرانى بودند و از میان آنها «فارابى»ها، «ابن سینا»ها، «فخر رازى»ها، محمّدبن زکرّیاى رازى»ها، «خوارزمى»ها و «خیّام»ها و «فردوسى»ها و «سعدى»ها برخاستند. اینها گذشته ملت ماست.
در مثالى محسوس مى‌توان گفت که گذشته تاریخى به مثابه شفته و بتونى است که ستون روى آن قرار دارد. هر چه شفته در عمق بیشترى فرو رفته و قوی‌تر باشد، ستونِ بنا شده روى آن از استحکام بیشترى برخوردار است. ملتى که سابقه تاریخى ندارد مثل ستونى است که آن را روى زمینِ سُست بنا کرده باشند. هر چه هم با عظمت باشد آسیب‌پذیرى‌اش خیلى زیاد است.»

بیانات در دیدار جمعی از فرماندهان و پرسنل ارتش، ۷۳/۱/۲۴ [۳۶]

مسئولیت احیای اسلام بر دوش ایران است
«امروز، اسلام در دنیا عزت پیدا کرده است. بحمدا… پایگاه اسلام عزیز و انقلابی هم، ایران اسلامی است و ملت ایران محور همه ی این افتخارات هستند. حقیقتا ملت ایران، ملت بزرگ و عالی‌قدر و پرشور و بااستعدادی است. خدا این ملت را می‌شناخت و خصوصیات این ملت را می‌دانست که عظیمترین بارها و مسؤولیتها را-که مسؤولیت احیای دوباره‌ی اسلام و زنده کردن قرآن و ارزشهای اسلامی است-بر دوش این ملت گذاشت و بحمدا… این ملت هم موفق شده است؛ لیکن ما در میانه‌ی راه هستیم و همه موظفیم که تلاش و مجاهدت کنیم.»

سخنرانی در دیدار با گروه کثیری از آزادگان، ۶۹/۵/۲۹ [۳۷]

حرکت تاریخی ملت ایران به سوی بنای یک تمدن است
«ما در حال پیشرفت و سازندگی و در حال بنای یک تمدن هستیم. من این را می‌خواهم به شما بگویم: مسأله‌ی ما این نیست که زندگی خودمان را نجات دهیم و گلیم خودمان را از آب بکشیم. مسأله این است که ملت ایران-همچنان که شأن اوست-در حال پدید آوردن یک تمدن است. پایه‌ی اصلی تمدن، نه بر صنعت و فناوری و علم، که بر فرهنگ و بینش و معرفت و کمال فکری انسانی است. این است که همه چیز را برای یک ملت فراهم می‌کند و علم را هم برای او به ارمغان می‌آورد. ما در این صراط و در این جهت هستیم. نه این‌که ما تصمیم بگیریم این کار را بکنیم؛ بلکه حرکت تاریخی ملت ایران در حال به وجود آوردن آن است.»

بیانات به مناسبت آغاز سال ۱۳۷۳ شمسی، ۷۳/۱/۱ [۳۸]

منتقدین چه گفتند؟

با وجود توصیه‌ی رهبری در اصلی نکردن موضوعات فرعی و هم چنین نظرات ایشان در دفاع از معنای درست ملیت، شخصیت‌های سیاسی و مذهبی تا مدت‌ها به انتقادات خود ادامه دادند. در ادامه گزیده‌ای از اظهارات برخی شخصیت‌های به‌نام را می‌خوانید:

آیت‌الله سیداحمد خاتمی، امام جمعه موقت تهران و عضو مجلس خبرگان رهبری، در خطبه‌های نمازجمعه (۸۹/۵/۱۵) با این تفسیر که مشایی ایران را در مقابل اسلام قرار داده است، سخن وی را «ملی‌گرایی شرک‌آلود» خواند.[۳۹] وی بعدها در مراسم بزرگداشت امام راحل (۹۰/۳/۱۴) این طرح را «خیانت به انقلاب» و مشابه عملکرد رژیم پهلوی و ملی‌گراها دانست.[۴۰]

آیت‌الله محمد یزدی، نایب رئیس مجلس خبرگان رهبری و دبیر کل جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، در گفت‌وگو با خبرگزاری فارس (۸۹/۵/۱۶) سخنان مشایی را « اظهارنظرهای غلط و نابه‌جا» دانست که «سلطنت‌طلبان و ملی‌‌مذهبی‌ها زده و می‌زنند».[۴۱]

آیت‌الله مصباح یزدی، عضو مجلس خبرگان، مدیر مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی و رهبر معنوی جبهه پایداری، در دیدار جمعی از فرماندهان سپاه (۸۹/۵/۱۹) گفت: «کسانی که بی‎شرمانه مکتب ایران را به‌جای مکتب اسلام معرفی می کنند، خودی نبوده غیرخودی‌اند.» وی با اشاره به این که رژیم پهلوی نیز حامی «ناسیونالیسم و ملی‌گرایی مثبت» بوده است، از «فتنه‌ای دیگر در کلاس‌های بالاتر» در آینده خبر داد.[۴۲] وی در جلسه‌ی تفسیر قرآن نیز (۸۹/۶/۳) گفت: «نص فرمایشات امام راحل این است که ما برای ایران و ایرانی بودن ارزشی قائل نیستیم.»[۴۳]

سردار سیدحسن فیروزآبادی، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، در دانشگاه دفاع عالی ملی (۸۹/۵/۱۹) به‏کار بردن عنوان مکتب ایران را «جدا کردن ایران از اسلام و وحدت اسلامی» عنوان کرد. وی مشایی را «کم‌سواد و نادان» خواند و اظهارنظرش را «انحراف و جرم علیه امنیت ملی و حمله به ارکان نظام مقدس جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی» دانست و از قوه قضائیه خواست که به آن رسیدگی کند. وی بی‌توجهی مشایی به انتقادات را این‌گونه تعبیر کرد: «مثل این‌که ایشان افسار گسیخته است.»[۴۴]

حبیب‌الله عسگراولادی، عضو شاخص حزب مؤتلفه اسلامی و دبیرکل جبهه پیروان امام و رهبری، در جمع هواداران حزب متبوعش (۸۹/۵/۱۹) طرح مکتب ایران را «ضد ولایت» دانست. وی طرح‌کنندگان این ایده را «مزدور بی‌مزد و مواجب» آمریکا معرفی کرد. عسگراولادی این اظهارات را برای جلب رأی مردم و عامل تفرقه‌ی مسلمانان دانست.[۴۵]

احمد توکلی، نماینده تهران و رئیس وقت مرکز پژوهش‌های مجلس، در گفت‌وگو با خبرگزاری مهر (۸۹/۵/۱۵) طرح مکتب ایران را «توهمات ذهنی بیمار» و «خیانت به اسلام و ایران» دانست که «با مبانی اسلام، با قانون اساسی و مصالح ایران عزیز سازگار نیست.» وی سخنان مشایی را «خزعبلات»ی دانست که «روایت دسته چندم پلورالیزم دینی و و ناسیونالیسم منحط دروغین و اسلام منهای روحانیت» است. وی چند ماه بعد (۸۹/۱۲/۱۰) در نامه‌ای سرگشاده به رئیس جمهور از وی انتقاد کرد که چرا در یک گفت‌وگوی تلویزیونی ۴۵ بار از واژه‌ی ایران استفاده کرده است و واژه‌ی اسلام را یک‌بار هم به کار نبرده است. توکلی گفت که از عبارات رئیس‌جمهور «بوی نژادپرستی» می‌آید و این ادبیات را در زمان بیداری اسلامی برای نقش‌آفرینی جمهوری اسلامی در تحولات منطقه مضر دانست.[۴۶]

آیت‌الله مرتضی مقتدایی، مدیر حوزه‌های علمیه سراسر کشور (۸۹/۵/۲۳) اظهارات مشایی را «غیرتخصصی و انحرافی» دانست و خواستار «برخورد» با وی شد.[۴۷]

علی مطهری، نماینده تهران، در گفت‌وگو با خبرگزاری مهر (۸۹/۵/۱۹) سخنان مشایی را حرف‌های دشمنان انقلاب که اسلام ایرانیان را آمیخته با زردشتی‌گری می‌دانند توصیف کرد.[۴۸] وی در گفت‌وگوی دیگری با همین خبرگزاری (۸۹/۵/۲۳) گفت که از عنوان مکتب ایران «بوی تعصب نژادی» می‌آید.[۴۹] مطهری چندی بعد (۸۹/۶/۲۷) در نامه‌ای سرگشاده به احمدی‌نژاد دیدگاه‌های وی را نقد کرد و گفت که تکیه بر مکتب ایران جایگاهش را بین توده مردم و اقشار متدین متزلزل می‌کند.[۵۰] وی چند ماه بعد در نطق میان‌دستور در مجلس (۸۹/۱۲/۱۸) سخنان رئیس جمهور را «برتری نژاد ایرانی» تفسیر کرد و گفت که این نظرات «کیان انقلاب اسلامی را تهدید می کند.»[۵۱] مطهری در گفت‌وگویی با خبرآنلاین (۹۰/۲/۱۴) تلویحا از سخنان رهبری انتقاد کرد و گفت که اگر شهید مطهری می‌بود، طرح مکتب ایران را از مسائل «اصلی» می‌دانست نه مسائل «فرعی» چرا که «این بحث جزو مسائل اصلی است زیرا می خواهد مسیر انقلاب را منحرف کند.»[۵۲]

محمدحسین صفارهرندی، معاون فرهنگی اجتماعی سپاه، وزیر برکنارشده‌ی ارشاد در دولت نهم و سردبیر سابق روزنامه کیهان، در جمع دانشجویان در مشهد (۹۱/۶/۵) سخنان احمدی‌نژاد و مشایی را «اندیشه‌های سخیف ملی‌گرایانه و امانیستی» خواند.[۵۳] وی بعدا در جمع اصولگرایان مازندران (۸۹/۶/۱۸) بیان و ترویج مکتب ایران را ناشی از «ذهن‌ بیمار و منحرف» دانست.[۵۴] صفار در گفت‌وگو با سایت الف (۸۹/۱۰/۱۸) مکتب ایرانی را مقدمه‌ی فتنه‌ی آینده دانست.[۵۵]

محمدرضا باهنر، دبیرکل جامعه اسلامی مهندسین و نایب رئیس مجلس، در یکی از نشست‌های حزب مؤتلفه اسلامی (۸۹/۱۲/۲۱) نیز این نظر را زمینه‌ی فتنه‌ی عظیم آینده دانست که «می‌خواهد بگوید اصول‌گرا است اما حوزه های علمیه و شریعت را قبول ندارد.»[۵۶] وی در گفت‌وگو با خانه ملت (۸۹/۱۲/۲۵) این ایده را «انحرافی» و «یک توطئه بزرگ همراه با فکر و برنامه‌ریزی» دانست.[۵۷] وی در سالگرد پیروزی انقلاب در مسجدی در قم (۹۰/۱۱/۲۱) نیز گفت: «منحرفان می‌خواهند داریوش و خشایار را در فرهنگ ما بیاورند و آن را به جای قال الباقر و قال الصادق(ع) قرار دهند.»[۵۸]

داوود احمدی‌نژاد، برادر رئیس جمهور و رئیس برکنارشده‌ی بازرسی نهاد ریاست جمهوری، در جلسه‌ای دانشجویی (۸۹/۵/۲۷) گفت که طرح‌کنندگان مکتب ایران می‌خواهند به وحدت در کشور و وحدت منطقه‌ای خدشه وارد کنند.[۵۹] وی در مسجدی در مشهد (۸۹/۷/۶) هم گفت که سوزاندن قرآن در آمریکا به دلیل طرح شدن مکتب ایران بوده است.[۶۰] برادر رئیس جمهور در همایشی در مبارکه (۸۹/۹/۸) نیز طرح‌کنندگان این موضوع را دشمن ایران و اسلام معرفی کرد.[۶۱]

آیت‌الله عبدالله جوادی آملی، در دیدار نماینده ولی فقیه در استان مرکزی (۹۰/۱/۲۴) گفت که «ایران و مکتب ایرانی هیچ وقت کارساز نبوده است.»[۶۲] وی در دیدار جمعی از نمایندگان مجلس (۹۰/۱/۲۷) تلویحا مکتب ایران را به «ایران منهای اسلام» تعبیر کرد.[۶۳]

محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، در گفت‌وگو با خبرگزاری فارس (۹۰/۳/۲۲) ایده‌ی مکتب ایران را «انحرافی» و «شعاری برای رسیدن به قدرت و حفظ قدرت» دانست. وی این ایده را «جدا کردن اسلام از ایران» خواند و گفت که طرح‌کنندگان آن «با انقلاب تقابل ایدئولوژیک دارند.»[۶۴]

محمدنبی حبیبی، دبیرکل حزب مؤتلفه اسلامی، در گفت‌وگو با خبرگزاری مهر (۹۱/۱۲/۱۳) مکتب ایران را «طرح شاهنشاهی» دانست و هدف آن را از بین بردن رابطه ملت با اسلام و «نشانه گرفتن اسلام» عنوان کرد.[۶۵] وی در سخنانی در سالگرد پیروزی انقلاب در مسجدی در قم (۹۱/۱۱/۲۱) گفت که طراحان مکتب ایران «می‌خواهند دعوای ناسیونالیسم با اسلام را به راه بیندازند.»[۶۶]

از دیگر شخصیت‌هایی که از طرح مکتب ایران انتقادات کردند می‌توان به آیت‌الله لطف‌الله صافی گلپایگانی، آیت‌الله ابوالقاسم خزعلی، آیت‌الله صادق آملی لاریجانی، محمدجواد لاریجانی، علی لاریجانی، آیت‌الله سیدمحمد سعیدی (امام جمعه قم)، آیت‌الله سیداحمد علم‌الهدی (امام جمعه مشهد و عضو مجلس خبرگان)، آیت‌الله عباس کعبی (عضو مجلس خبرگان)، آیت‌الله سیدهاشم حسینی‌بوشهری (امام جمعه قم)، آیت‌الله اسدالله ایمانی (امام جمعه شیراز)، حجت‌الاسلام و المسلمین قربانعلی دری نجف‌آبادی (امام جمعه اراک)، حجت‌الاسلام و المسلمین علی سعیدی (نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران)، حجت‌الاسلام و المسلمین مهدی طائب، حجت‌الاسلام و المسلمین محسن غرویان، حجت‌الاسلام و المسلمین جعفر شجونی، حجت‌الاسلام حمید رسایی، حجت‌الاسلام محمدتقی رهبر، حجت‌الاسلام سیدعباس نبوی، حجت‌الاسلام قاسم روانبخش، محمدباقر قالیباف، حسین شریعتمداری، پرویز سروری، شهاب‌الدین صدر (نایب رئیس وقت مجلس)، عباس سلیمی‌نمین، حسن غفوری‌فرد، عماد افروغ، غلامحسین اسماعیلی (رئیس سازمان زندان‌ها)، حاج منصور ارضی و فاطمه رجبی اشاره کرد.

مکتب ایران؛ سؤال مجلس از رئیس جمهور

مکتب ایران عنوان یکی از سؤالات مجلس از رئیس جمهور نیز بود. طرح سؤال از رئیس جمهور پس از کش و قوس‌های چهارساله، اسفند ۹۰ اجرا شد. نهمین سؤال از سؤالات ده‌گانه این بود:

«چرا نظریه «ترویج مکتب ایران به جای مکتب اسلام» را که توسط رئیس دفتر شما بیان شد علی‌رغم ضدیت با مبانی انقلاب اسلامی و مخالفت قاطبه مراجع عظام تقلید و علمای بزرگ و دلسوزان نظام، تأیید و بر آن تأکید کرده، باعث تضعیف جایگاه انقلاب اسلامی و احیاء تعصبات قومی در میان مسلمانان و سوء استفاده مخالفان وحدت اسلامی گردیدید؟

می‌دانیم که آقای مشائی تزی را مطرح کرد مبنی بر این که چون از اسلام برداشت‌های مختلفی در جهان می‌شود مثلا سازمان القاعده و طالبان نیز از اسلام سخن می‌گویند و در نتیجه اسلام دیگر تاثیر گذار نیست، پس بهتر است که ما به جای مکتب اسلام از مکتب ایران سخن بگوییم. آقای رئیس جمهور در تاریخ ۳۰ آبان ۸۹ ضمن حمایت از این تز، در توجیه آن فرمودند: در این مسیر، دریافت ایرانی از اسلام مبنای عمل است. دریافت‌های فراوانی از اسلام در دنیا وجود دارد اما برداشتی از اسلام برای ما ملاک عمل است که ایرانی است.

حساب کنید اگر سایر ملل مسلمان نیز همین حرف را بزنند چه بلایی بر سر وحدت اسلامی می‌آید و اساسا امت اسلامی، دیگر معنی خواهد داشت؟ و چه بهانه‌ای به دست وهابی‌ها می‌افتد که سخن دیرین خود را تکرار کنند که اسلام ایرانی‌ها اسلام ساختگی است و ایرانی‌ها در واقع مجوس‌اند. قرائن نشان می‌دهد که تز آقای مشائی فراتر از برداشت های گوناگون از اسلام است و در واقع نوعی باستان‌گرایی و بازگشت به ایران قبل از اسلام است. جشن عظیم نوروز که بنا بود در تخت جمشید با حضور برخی از سران کشورها برگزار شود و با تذکر رهبر تیزبین انقلاب به صورت محدود در تهران برگزار شد، شاهدی است بر این مدعا. البته تمدن ایرانِ قبل از اسلام یک واقعیت تاریخی است، ولی پرداختن به آن به صورت افراطی و در غیر جای خود، شک و تردیدها را بر می انگیزد.

آقای رئیس جمهور در ۲۶ شهریور ۸۹ فرمودند نوع حکمرانی کوروش نمونه‌ای از مدیریت ایرانی بر جهان است؛ همان طور که کوروش می‌گوید ما نمی‌خواهیم بر دنیا سلطنت کنیم بلکه می‌خواهیم کمک کنیم.

آیا الگوی حکومتداری ما کوروش است یا پیامبر اسلام و علی علیه‌السلام؟ کورش پس از فتح بابِل بت‌پرستان را در بت‌پرستی‌شان آزاد گذاشت و این خلاف سیره پیامبر اسلام و حضرت ابراهیم است که در اولین فرصت همه بتها را شکستند و این زنجیر را از دست و پای مردم باز کردند. رهبر اندیشمند انقلاب نیز در آخرین دیدار هیئت دولت با ایشان فرمودند: اگر می‌خواهید به فرهنگ و تمدن ایران بپردازید چرا به تمدن ایران بعد از اسلام نمی‌پردازید که تمدن بزرگتری است؟»[۶۷]

احمدی‌نژاد به این سؤال چنین پاسخ داد:

«گفتند چرا از ایران اسم می بری؟ این موجب تعصبات قومی شده است! من هم می گویم که باباجان، مشی و تمدن ایران یک چیز دیگری است و ملت ایران در ادامه راه پیامبر هستند. ایران یعنی اسلام شیعه علوی… اگر برخی بگویند مکتب خراسان و اصفهان و یونان عیبی ندارد؟!… به دلیل یک حرف نباید این‌قدر جنجال کنید… والله ما ایرانی هستیم و با صدای بلند می گویم که عظمت ملت ایران را دوست دارم و به آن افتخار می کنم. باید بگویم ایران، نمی‌توانم بگویم انگلیس! ایران را کنار بگذاریم کجا را بچسبیم؟ والله خدا هم ایران را دوست دارد! این که دعوای قومی نیست! خود شما هم ایران را دوست دارید، مگر ندارید؟»[۶۸]

چکیده‌ی سخنان احمدی‌نژاد، تمجید از ملت ایران، نه با انگیزه‌های جغرافیایی و نژادی بلکه به دلیل ارزش‌های جا افتاده در ملت ایران بود. با توجه به توضیحات وی، منظور از مکتب ایران،‌ مجموعه اندیشه‌ها، ارزش‌ها و فرهنگ ایرانی بود که خود زمینه‌ای برای پذیرش مشتاقانه‌ی اسلام و فهم عمیق و صحیح از آن و پرچمداری آن در طول تاریخ بود. کما این که کوروش نیز نمادی از عدالت و مدیریت ایرانی پیش از اسلام ا‌ست. مکتب ایران امروز از نگاه رئیس جمهور، درک حقیقی و ناب و برخاسته از روح متعالی ایرانی از اسلام است که نمونه آن اندیشه ولایت و امام خمینی است.

رهبری چه گفت؟ منتقدین چه کردند؟

به طور خلاصه، رهبر انقلاب طرح مکتب ایران را علی‌رغم انتقاداتی که به آن وارد است مسأله‌ای «فرعی» عنوان کردند که نباید بزرگ‌نمایی شود و به مسأله «اصلی» تبدیل شود؛ نظرات ایشان درباره ایران و ملیت به طور خلاصه این‌چنین بود:

ملیت و ملی‌گرایی به معنای دوست داشتن وطن و افتخار کردن به آن (ناسیونالیسم مثبت) مقدس و لازم است
ملیت و ملی‌گرایی به معنای برتر دیدن خود از ملت‌های دیگر و دشمنی کردن با آن‌ها (ناسیونالیسم منفی) منفی و نادرست است
اولین احساس ضداستکباری اعتقادات اسلامی نیست بلکه هویت ملی است
ایران بیش از هر ملت دیگری در فهم و گسترش اسلام نقش داشته است و هویت ملی‌اش آمیخته با اسلام است




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 28 اردیبهشت 1392
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : حامد عرب
مطالب اخیر
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
فرم تماس
نام و نام خانوادگی
آدرس ایمیل
امکانات دیگر
کلیه حقوق این وبلاگ برای *نو خبر* محفوظ است